پنبهای خاص که در مزارع خوسف خراسان جنوبی کشت میشود، میتواند بخشی از راهکار جهانی برای چالش مد پایدار باشد. پنبه مله، با الیاف کرم و قهوهای، از معدود بازماندگان خانواده پنبههای رنگی است که زمانی در نقاط مختلف جهان یافت میشدند؛ پیش از آنکه صنعت مدرن با تبدیل پنبه سفید به استاندارد غالب نساجی، بخش بزرگی از تنوع طبیعی این گیاه را به حاشیه براند.
امروز در نظر بسیاری از مصرفکنندگان، نام «پنبه» با رنگ سفید گره خورده است، اما پژوهشهای گیاهشناسی نشان میدهد که این گیاه به طور طبیعی الیافی در طیفهای مختلف، از جمله به رنگ کرم، قهوهای، سبز، زیتونی و حتی سرخ تولید میکند. در طبیعت پرندگان، جانوران مختلف و گوسفندان رنگهای متنوعی دارند، با این همه، از آن رو که انسان رنگ سفید را در تولید صنعتی ترجیح میداده به اصلاح نژادی آنها روی آورده است. بر همین اساس، ارقام سفید پنبه نیز بهتدریج بر دیگر رنگها غلبه یافتند. دلیل این انتخاب روشن بود: پنبه سفید را میتوان به هر رنگی درآورد، درحالیکه الیاف خودرنگ دامنه انتخاب رنگ را محدود میکنند.
به همین دلیل، بخش بزرگی از برنامههای اصلاح نژادی پنبه در قرن نوزدهم و بیستم بر گسترش دامنه عملکرد، یکنواختی الیاف و سفیدتر شدن محصول متمرکز شد. نتیجه آن بود که پنبههای رنگی که زمانی در بخشهایی از آسیا، آفریقا و قاره آمریکا کشت میشدند، به حاشیه رانده شدند و در برخی مناطق تقریبا از بین رفتند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
با این حال، در سالهای اخیر و همزمان با افزایش نگرانیها درباره تاثیرات زیستمحیطی صنعت نساجی و مد، نگاهها دوباره به سوی این نژادهای باستانی بازگشته است. بر اساس گزارشهای برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، فرایند رنگرزی و تکمیل پارچه از مهمترین منابع مصرف آب و از عوامل اصلی ورود مواد شیمیایی به محیط زیست به شمار میروند. صنعت نساجی سالانه میلیاردها مترمکعب آب مصرف میکند و بخشی از این مصرف به رنگرزی پارچه اختصاص دارد. در چنین شرایطی، الیافی که بهطور طبیعی رنگیاند بار دیگر توجه پژوهشگران و تولیدکنندگان را جلب کردهاند.
نمونه موفق این رویکرد را میتوان در پرو مشاهده کرد. پنبههای رنگی پرو طیفهایی از کرم، قهوهای، دارچینی و زیتونی دارند و در سالهای اخیر به بخشی از بازار منسوجات پایدار اروپا و آمریکای شمالی راه یافتهاند. در هند و ایالات متحده نیز پروژههای پژوهشی مختلفی برای حفظ و توسعه ارقام رنگی پنبه در جریان است.
پژوهشگران امروز در تلاشاند محدودیتهای قدیمی این پنبهها را نیز برطرف کنند. پژوهشی که دکتر کالین مکمیلان و همکارانش در سال ۲۰۲۳ در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی همسود استرالیا (CSIRO) انجام دادند، نشان داد که با استفاده از مهندسی ژنتیک میتوان الیاف پنبه را به رنگهای جدید مانند صورتی درآورد، بی آنکه کیفیت الیاف قربانی این اصلاح شود. پژوهشگران این طرح تاکید میکنند که هدف نهایی، تولید پنبههای رنگی با کیفیت بالا و در رنگهای متنوعتر است تا وابستگی صنعت نساجی به رنگهای مصنوعی کاهش یابد.
ایران یکی از معدود کشورهایی است که هنوز یک رقم بومی پنبه رنگی در آن کشت میشود. پنبه مله که خاستگاه اصلی آن شهرستان خوسف در خراسان جنوبی است، الیافی با رنگ طبیعی کرم تا قهوهای مایل به سرخ تولید میکند. این رقم در سالهای اخیر در فهرست ملی ارقام گیاهی ایران به ثبت رسیده است؛ اقدامی که به حفظ و مستندسازی این ذخیره ژنتیکی کمک میکند. در کنار آن، نمونههای سبز و زیتونی نیز در مقیاس محدود و عمدتا به سفارش هنرمندان و فعالان صنایع دستی تکثیر شدهاند.
اهمیت این پنبهها تنها در رنگ طبیعیشان نیست. ترکیب پنبه سفید، پنبه مله و ارقام سبز و زیتونی میتواند امکان تولید طیفی از منسوجات خودرنگ را فراهم کند؛ پارچههایی که بدون نیاز به رنگرزی شیمیایی، دارای رنگ طبیعیاند. این امر در هنر فرش و منسوجات ایران موضوع جدیدی نیست. گلیم و گبههای خودرنگ ایرانی که با پشم رنگی طبیعی تولید میشوند، سالهاست در بازار طراحی داخلی جهان جایگاه ویژهای دارند و بخشی از جذابیتشان دقیقا در استفاده از رنگهای طبیعی و پرهیز از رنگرزی صنعتی است.
اما داستان پنبه در ایران تنها به مله محدود نمیشود. تا چند دهه پیش، پنبه یکی از مهمترین محصولات کشاورزی بود. استان گلستان و دشت گرگان به «سرزمین طلای سفید» شهرت داشتند و بخش مهمی از خوراک کارخانههای ریسندگی و بافندگی ایران را تامین میکردند. در دهههای ۱۳۵۰ و اوایل ۱۳۶۰ سطح زیر کشت پنبه آبی و دیم در ایران حدود ۳۰۰ هزار هکتار بود.
این وضعیت پس از دهه ۱۳۷۰ به اوج رسید و تولید ۳۵۰ هزار تنی نهتنها بازار داخلی را پوشش داد که پنبه به کالایی صادراتی تبدیل شد. همزمان با سیاستهای «خودکفایی غذایی» و خشکسالی بخش قابلتوجهی از زمینهای پنبه به کشت گندم اختصاص یافت. کشت دیم در نواحی بسیاری متوقف شد و در برخی سالها سطح زیر کشت پنبه به کمتر از ۸۰ هزار هکتار کاهش یافت. بسیاری از کارخانههای نساجی و تولیدکنندگان پارچههای دستباف محلی بهتدریج برای تامین مواد اولیه به واردات پنبه یا نخ از کشورهایی مانند ازبکستان، ترکمنستان و هند وابسته شدند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی وزارت کشاورزی در سال ۱۴۰۴، نیاز کشور به تولید الیاف پنبه برای استفاده در صنایع نساجی حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تن برآورد شده است.
در چنین شرایطی، پنبه مله را نمیتوان صرفا یک محصول محلی یا مادهای اولیه در صنایع دستی دانست. این پنبه که دوره رشد آن کوتاهتر و در مقایسه با نمونههای دیگر در برابر خشکی مقاومتر است بخشی از تاریخ کشاورزی و نساجی ایران و نمونهای از تنوع ژنتیکی ارزشمندی است که در سالهای گذشته زیر سایه تولید انبوه و استانداردسازی صنعتی کمرنگ شده است. ارزش اصلی آن شاید نه در حجم فعلی تولید، که در یادآوری این واقعیت باشد که پیش از کارخانههای رنگرزی و پیش از آنکه سفید بودن به معیار اصلی صنعت نساجی تبدیل شود، طبیعت پنبههای رنگارنگتری در اختیار انسان میگذاشت.

